احمد على خان وزيرى

75

جغرافياى بلوچستان ( فارسى )

خراج‌گذار بودند ، جز سبّ و سرباز ، تسخير سرباز را اهمّ دانستند . ميرپنج « 1 » و امامعلى خان با موسى خان حاكم [ 313 ] به آن صوب روان شدند . مردم قلعجات سرباز بعضى فرار و برخى اطاعت و گذاردن خراج را اختيار كردند ، مگر اهالى قلعهء بافتان كه به برج و بارو اندر شده استقبالى جز گلوله نفرستادند . امامعلى خان مردى با جرأت و شجاع بود ، در وسط روز حكم به يورش كرده ، خود در جلو و فوج از پس با آواز شيپور روى به قلعه نهادند . يك گلوله به كلاه او گرفته پوست سر او را خراشيده [ 314 ] گلوله ديگر از قبا و شلوارش گذشته ، قاسم آقا داماد او كه ياور اوّل « 2 » فوج بود به يك گلوله به جمله آخرت اندر شده ، مجملا يك صد و پانزده نفر از سربازان و نوكر بمى و نرماشيرى زخم‌دار و مقتل گرديدند . با اين صدمه روى از معركه نتافتند ، خود را به ديوارى كه بيست گام به قلعه فاصله داشت رسانيدند . چون ظلمت شب مستولى شد ، بلوچان حصار قلعه را [ 315 ] از طرفى ديگر سوراخ كرده گريختند . در آن حين امامعلى خان به قلعه داخل شده چند نفر از اهالى قلعه كه مجال فرار نكرده بودند به زخم سرنى تفنگ سربازان بدار البوار شتافتند . از اين جلادت كرمانيان بلوچيّه را ديگر خيال خلاف و مصاف نيامد . همهء عمّال محال آنجا قلادهء اطاعت و باج بر گردن نهاده با پيشكش به خدمت پيوستند . ميرپنج و سرهنگ طبل انصراف [ 316 ] گرفته روانهء دار الامان شدند ، به تصديق خانبابا خان حكم سرتيپى از جانب سنى الجوانب اولياى دولت قاهره به نام امامعلى خان مرقوم و مرسول گرديد . زمستان ديگر كه گاه فرستادن لشكر به بلوچستان شد ، موسى خان حاكم از خانبابا خان خواهش نمود كه در اين سال سردار مطلق العنان به بلوچستان مأمور نشود ، توپ و سرباز روانه نمايند و حكم را منوط به رأى من [ 317 ] فرمايند . او اجابت كرده ، نصر اللّه خان ياور فوج دوم را با ميرزا نور اللّه و سه عرّاده توپ و يك‌صد نفر سوار چاردولى به بلوچستان مأمور كرده و حكم به رأى و رويت او گذاشت . موسى خان با سرباز و توپ و نوكر بمى و نرماشيرى از بم به جانب بمپور روان گرديد . و اوّل نوكرى اين ابراهيم خان در سال قبل از اينكه اوّل حكومت موسى خان

--> ( 1 ) . ميرپنج : مقام لشكرى ، بالاتر از سرتيپ و پايين‌تر از امير تومان ( 2 ) . ياور : درجهء نظامى كه سابق در ارتش معمول بود و به جاى آن كلمهء سرگرد برگزيده شد .